نظر سنجی (طرح یک سوال از همکاران )

چند روز پیش در یک جلسه (به عبارتی بهتر بگویم در یک کلاس توسط یکی ار افراد سوالی  از بنده شد که نظر شخصی خودم را بیان نموده این سوال برایم جالب بود خواستم که طی یک نظر سنجی از همکارانم ببینم که چقدر نظر همکارانم با بنده یکی و چقدر متفاوت است .سوال :اگر زمان به عقب بر می گشت الان موقع انتخاب رشته بود آیا مجددا"رشته تحصیلی فعلی خود یعنی حقوق را انتخاب میکردید و بازهم شغل سردفتری را انتخاب مینمودید یا خیر ؟امیداوارم دوستان نیز در این نظرسنجی شرکت کرده و نظر خود را بیان نماید. (هر چند که هدف بنده بیشتر درد دلی هست با عزیزان واین سوال فقط بهانه ای برای این دلنوشته ام . )آنچه که در ذهن بنده و یا جوابی که بنده به آن میدهم این است با توجه به آنچه که در جامعه امروزی گریبانگیر آن هستیم به هیچ وجه  بنده در انتخاب رشته دیگر حقوق را انتخاب نمی کردم چرا که یکی از وظایف اصلی یک حقوقدان دفاع ازحقوق شخصی خود و دوم دفاع از حقوق مردم است و آنچه که در این روزها اتفاق می افتد به هیچ وجه با واقعیت منطبق ندارد و حقوقدانان نه  تنها نمیتوانند از حقوق دیگران دفاع کنند بلکه حقوق آنها نیز نادیده گرفته شده است . ما سران دفاتر اسناد رسمی که به عنوان کارشناس حقوق نیز مطرح  میباشیم در حرفه خود بازیچه افرادی شده ایم که دیگر به قوانین احترام نگذاشته و با نام دفاع از حقوق مردم آنچه که میخواهند انجام میدهند و از هر طریق که شده اعم از  کتمان حقایق و تهمت ونشان دادن امار غیر واقعی و بیان مطالبی دور از واقعت. چه جالب است همه این اقدامات در باب تکریم ارباب رجوع و رعایت حقوق مردم و با شعار حمایت از اقشار مستضعف انجام میگیرد که به جرات قسم میخورم اینها شعارهایی است در پس پرده که واقعیت در پشت ان پنهان است .در باب تنظیم اسناد نقل و انتقال وسایل نقلیه چه کارها که نکردند انچه که در توان داشتند قانون شکنان  به کار بستند و همینطور هم ادامه میدهند اگر واقعا"دلسوز مردم هستند بیایند مراکز تعویض  پلاک که کار بیهوده ای است و به نحوبهتری میتوانستند بدون هزینه هم انجام دهند از صحنه روزگار حذف کنند و چنانچه  امکان ندارد حداقل کاری کنند که دسنرسی به ان مراکر برای مردم آسان باشد نه آنکه کیلومتر ها بایستی طی نمود که به مرکز استانها رفت و آن هم چند روز در صف انتظار در بیابان برهوتی که نه آب هست نه آبادی مردم را گرفتار نکنندفکر می کنم تا اکنون اکثر مردم به این مراکز مراجعه نموده اند وشاهد آن همه گرفتاری وهدر دادن اوقات شریفشان  شده اند واگر اقایان  ادعا می کنند که می خواهند از هزینه تنظیم اسناد در دفاتر اسناد رسمی کاهش دهند بیایید کاری کنید که مالیات نقل وانتقاتل اتومبیل وحق الثبتی که بابت تنظیم اسناد هر فرد بایستی بپردازد را حذف کنید .با کاهش تعرفه ای که در مراکز خصوصی رهگشا بابت فک پلاک و... می گیرید  کمک به مردم بکنید نه اینکه دکانی باز کنید برای فردای بازنشستگی تان . ودست از این قانون شکنی ها  وفریب افکار عمومی بردارید ونخواسته باشید که به اعتبار اسناد رسمی ومامورین دولت  لطمه بزنید که مطمئن باشید دیر یازود همه ما  بایستی جوابگوی مردم  باشیم ودر قبال انچه که انجام می دهیم مسئولیم .                                                                                                                                        در باب تعرفه ها به جرات میگویم هیچ توجهی به اقشار آسیب پذیر جامعه نشد و تنها صلایق شخص حکم فرما بوده و نه به سران دفاتر که خود نیز جزئی از مردم هستند توجه شده و نه مردم مستضعف در نظر گرفته شده .حداقل شما که می خواستید نظر شخصی خود را بر جامعه سردفتری متحمل کنید آنهمه وقت عزیزان را در کانون سردفتران  نمی گرفتید .                                           قلی خانی را ببینید از یک طرف که امروزه با پرینتی  کردن قولنامه های عادی افتخار میکندوبا اضافه نمودن یک برچسب ویا هولوگرام فکر می کند  قولنامه هایش رسمیت دارد و در قبال آن هم مبلغی که از مردم میگیرد به هیچ وجه قابل مقایسه با یک سند رسمی در دفترخانه تنظیم میشود نیست .  چه می کند .ایا واقعا"این شخص قلی خانی هست که حکومت می کند ویا قانون شکنانی هستند که حمایتش می کنند.

در بحث دستگاه پوز که از افتخارات ظاهرا"دولت الکترونیکی است و به آن  پز میدهند چه گرفتاریهایی که بوجود نیاورده اند و صدای ما به گوش هیچ کس نمیرسد هر چه داد زدیم و میگوییم اقایان این سیستم مشکل داردگوش شنوایی پیدا نمیشود در اجرا این سیستم که در باب تکریم اراب رجوع امده نه تها مشکل مردم حل نکرده بلکه سران دفاتر را نیز در گیر مشکلات ومسائل بانکی نموده و تنها بانک ملی و  شرکت خصوصی سامان هستند که در اجرا این سیستم بدون کوچکترین  زحمتی  به اهداف عالیه خود رسیده اند از یک طرف آنچه که حق و حقوق یک سردفتر است بایستی چند روزی  نزد این شرکتها باقی بماند و از انطرف   هر روز سردفتر حق خود را از این سیستم گدایی کند و به ا مید روزی که حقش به حسابش واریز شود چشم   انتظار بماند و بانک ملی هم کارمندی که بایستی امور بانکی را انجام بدهد به کار دیگری پرداخته :پس ظاهرا"بانام دیگر(تکریم ارباب رجوع ) این  سیستم اجراء اما منافع و انچه که در نتیجه حاصل می شود منفعتی است که به جیب بانک ملی وشرکتی مثل شرکت سامان  که کوچکترین احساس مسولیتی نیز نمی کند  . کاش در قبال اینهمه خدماتی که از طرف سران دفاتر به انها میشود حداقل یک دفعه به دفاتر سر میی زدند و مشکلات پوز را برطرف میکردند و یا جواب تلفنها را میدادند . اینجانب چند روز است که سیستم دچار مشکل شده تمام تلاشهایم برای  برقراری ارتباط بی فایده بوده   هرچه دادو بیداد می کنم کسی جوابگو نیست وحضرات حتی برای نصب دستگاه هم  تشریف نیاورده اند که هیچ حتی برای تهیه کاغذ ان بایستی از بانکهای دیگر تهیه کرد . پس کجاست احساس مسولیتها وکجاست اهداف خیر مندانه .

جهت اطلاع :یک سوپری در کنارمان هست که از سیستم پوز یا کارتخوان بانک پارسیان استفاده میکند هنوز یک ماه نشده از طرف شرکت جهت بازدید و بروز رسانی نرم افزار وتهیه کاغذ ان  همه ماهه مراجعه میکنند علاوه بر این همه خدمت رسانی برای افراد نیز تسهیلاتی در نظر گرفته شده اما مسئولین ما در خصوص  سیستم کارتخوان یا پوز هنوز یک دفعه هم به دفترخانه مراجعه نکرده و کوچکترین خدمت رسانی از آنها دیده نشده . 

بگذریم این  مشکلات بود که گریبانگیر ما سران دفاتر شده که همکارانی  مثل بنده فقط شعار میدهیم و درد و رنج را میگوییم اما هنوز نتوانسته ایم که از حق خودمان دفاع کنیم و نشسته  ایم به  امیدامدادهای غیبی .  در پایان این را بگویم که نگرفتن حق ناشی از بی عرضه گی امثال ماها نیست بلکه دستان پشت پرده و یا بعضی قوانین ضعیفی که در جامعه ما حاکم هست ویا قانون شکنی بعضی قانون شکنان که قدرتمندان پشتیبان انهایندهست .به امید روزی که حق و عدالت در جامعه حاکم ونگاهها به مردم نگاهی عادلانه و واقع بینانه باشد واهداف خیر مندانه در جامعه حاکم وهمه در برابر قوانین شرعی والهی یکسان باشند وعدالت حکم فرما باشد .                                                      پس در خصوص  قسمت  اول سوال به هیچ وجه کارشناسی حقوق نمیشدم چرا که زمانی که از قوانین و حقوق حاکم بر جامعه دیگر چیزی نمدانستم کمتر غصه میخوردم  وشاهد قانون شکنی نیز نبودم  الان افسوس میخورم چرا بنده  و امثال من که رشته تحصیلی شان دفاع از حقوق مردم است از پس گرفتن حقوق خود بر نماییم و منتظر امدادهای غیبی هستیم و هرروز شاهد انهمه بی عدالتی  وصدور احکام غیر عادلانه ان هم توسط گروهی خبره وکارشناس .و هزار ان حرف دیگر که نیاز به زمان و مکان دیگردارد که گفته شود . در باب شغل بنده نیز مسلما هر گز سردفتر نمیشدم الان هم قصد دارم با ادامه تحصیل در  رشته ای دیگر  از این حرفه خداحافظی کنم . 

 

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
نوبخت

عرض سلام و ادب خدمت برادر عزیز جناب تیموری. متاسفانه مشکلات حرفه ما زیاده و مسائل حاشیه ای نفس همکاران رو به شماره انداخته ، اما هر صنفی رو در نظر بگیریم مشکلات عدیده ای داره که تا وقتی وارد نشدیم متوجه اون نیستیم. هم مدت کوتاهی در دوره نوجوانی مغازه داشتم هم مدت کوتاهی با شرکتهای پیمانکاری بودم و هم کارمندی شرکت دولتی و مدتی دادگستری رو تجربه کردم ، دوران سربازی هم زندان بودم و کار بسیار پرمسئولیت و نظامی گری رو هم از نزدیک دیدم. با در نظر گرفتن جمیع جهات از انتخاب خودم پشیمون نیستم و اگه بازم به عقب برگردم همین راه رو میام.

رویا

سلام همکار محترم. من از راهی که اومده ام پشیمان نیستم و این حرفه را یکی از جذاب ترین و خدمتگزارترین حرفه ها می دانم همچنان. ولی مایه ی تاسف است که برخورد سیستم ثبت طوری است که مایه ی دلسردی و سرخوردگی اهالی این حرفه را فراهم می کند. بازرسی بیمار و سیستم نظارت مردود و بیمار ، عدم دقت در بخشنامه های صادره و ایجاد تکلیف و زحمتهای نامعقول برای سردفتر، و قانون جنگل حاکم بر حقوق کارمندان دفترخانه و و و و همه و همه دست به دست هم می دهند تا عطای آن به لقایش بخشیدنی باشد. بنده به نفس حرفه و شان سردفتری ارادت خاص داشته و دارم اما ادامه کار در این حرفه با شرایط کنونی را بخاطر بی کفایتی ثبت و عدم حمایت جدی سیستم کانون در حد مرارت می دانم و در چنین شرایطی ترک حرفه را بر اثر عسر و حرج فعلی قابل تامل و عملی و معقول می دانم. اطاله کلامم و جسارت در اعلام نظر تعجیل دارم را ببخشید.

......

باسلام مي خواستم اولا تبريك بگم قبوليتان در ازمون ارشد دانشگاه ازاد اسلامي در رشته مورد علاقه تان ادبيات فارسي!!!! -دوما لطف كنيد بگين كدام دانشگاه تدريس مي نماييد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عبداله صالحی

اقای تیموری مگرشغل سردفتری چه عیبی داره که اینقدرمینا لی توروزیت راازدفترخانه داری اگردفترخانه نداشتی وامصیبتا بنده ناشکرماهی سه چهارمیلیون داری مگریه کارمندی بیش از پانصدتومان حقوق داره خدا را هم شکر میکنه اب باریکه ای داره اماتو همش می نالی

عمو

سلام عمو اگه زمان به عقب برگردد وبخواهم انتخاب رشته یا شغل نمایم این بار سعی می کنم صبح برای صبحانه "مغز خر " ناشتا نشوم که نتیجه اش این نشود که شده

سهند

نمدونم چی بگم

نازنین

واقعا" با نظرتون موافقم.شغل سردفتری بدترین شغل و پرمسءولیت ترین مشاغل در ایران هست و هیچ حمایتی از این کار نمی شود.الان هم که سردفتر شده اپراتور سازمان ثبت.من اگر به گذشته بر می گشتم امکان نداشت این شغل را انتخاب کنم و الان قصد استعفا دارم و پشیمان از این راهی که انتخاب کردم.از دوستانی که قصد دارند وارد این عرصه کاری شوند تقاضا دارم بدون تحقیق پا به این شغل کسالت آور نگذارند.